تبلیغات
مشاهیر و نام آوران ایران زمین - تخریب سند تاریخی خلیج فارس

کتیبه ای که قدیمی ترین سند تاریخی خلیج فارس بود به دلیل عدم توجه کافی و محافظت آن صرفا با سیم خاردار توسط افرادی ناشناس تخریب شد و این سند تاریخی مهم ملت ایران که حتی ارزش مالی آن بی اندازه بود با چکش نابود شد!!! و سوال ، نگرانی و حسرتی عمیق بر ملت ایران بر دل جای گذاشت ...

یعنی واقعا در میان مسئولان کسی متوجه اهمیت این کتیبه ی تاریخی نبود ؟

یعنی واقعا راه مناسبی برای حفظ این میراث فرهنگی نبود؟

آیا ....؟!؟!

سند تاریخی خلیج فارس قبل و بعد از تخریب

 

در حالی كه تحریكات برخی كشورهای حوزه خلیج فارس برای تحریف نام خلیج فارس و استفاده از نام‌های جعلی برای آن ادامه دارد، یكی از مهم‌ترین اسناد تاریخی كه اثبات كننده هویت ایرانی خلیج فارس بود، نابود شد.

خبرگزاری میراث فرهنگی روز گذشته خبر داد كتیبه هخامنشی خارك كه اواخر سال 86 درپی احداث جاده‌ای توسط وزارت نفت، در این جزیره تاریخی كشف شده بود، توسط برخی افراد ناشناس با یك شیء نوك تیز تخریب شد. باستان‌شناسان از این كتیبه كه به خط فارسی باستان است به عنوان سندی دیگر بر نام خلیج فارس یاد می‌كردند.

« علی جاذبی»‌ معاون بخشدار جزیره خارك با اعلام خبر تخریب این سنگ نوشته هخامنشی گفت: «دو شب پیش افراد ناشناسی با عبور از روی حصاری كه دور تا دور كتیبه كشیده شده بود، توسط یك شیء نوك تیز، ما بین حروف میخی كتیبه را تخریب كردند به‌طوری كه می‌توان گفت 70 درصد نوشته‌های كتیبه به شدت آسیب دیده و تنها یك خط از آن سالم مانده است. كتیبه هخامنشی خارك روی یك تخته سنگ مرجانی نوشته شده و به همین علت احتمال می‌رود برای آسیب رساندن به آن از تیشه و چكش استفاده شده باشد». وی افزود: «جزیره خارك، از جمله جزایری است كه نمی‌توان به راحتی در آن تردد كرد و حتی برای ورود به جزیره باید مجوز داشت». پیش از این باستان‌شناسان با كشف كتیبه‌ای در جزیره خارك واقع در خلیج فارس به خط فارسی باستان ومتعلق به دوره هخامنشی از آن به عنوان سند محكمی مبنی بر نامگذاری خلیج فارس یاد كرده بودند. همچنین این كتیبه تا مدتی مانع از احداث جاده بود كه البته جاده با كمی انحراف به مسیر خود ادامه داد. باستان‌شناسان احتمال می‌دهند این كتیبه متعلق به دوره اردشیر هخامنشی باشد. مطالعات زبان‌شناسی برای ترجمه كتیبه آشكار كرد كه هخامنشیان در آبادسازی خارك نقش ویژه‌ای داشته‌اند. در ترجمه این كتیبه آمده است: «[این] سرزمین خشك و بی‌آبی بود شادی و آسایش را آوردم ». كشف این كتیبه پیامدهای بین‌المللی زیادی داشته است. ازجمله رسانه‌های كشورهای حاشیه خلیج فارس سعی بر تقلبی جلوه دادن كتیبه كرده بودند اما در گزارش باستان شناسان ایرانی، حقیقی بودن كتیبه اثبات شده است. در حال حاضر تنها چند حروف از این كتیبه باقی‌مانده و فاصله میان خطوط دیگر با استفاده از اشیای نوك‌تیز از بین رفته است. این اتفاق در حالی رخ داد كه مسوولان جزیره خارك برای حفاظت بیشتر از این اثر دور آن را حصار كشیده بودند. كتیبه هخامنشی خارك به شكل نامنظم و نامتعارف در 5 سطر و سطر‌های آن به صورت 3 و 2 سطر به هم چسبیده و به زبان فارسی باستان نوشته شده بود. پیش از این سطرهای جدا از هم در دوره هخامنشی تنها در متونی دیده شده كه به زبان‌های مختلف بوده است.
 
 
تاریخ و نام خیلج فارس  

خلیج فارس (یا خلیج پارس) در امتداد دریای عمان و در میان شبه جزیره‌ عربستان و ایران قرار دارد. مساحت آن ۲۳۳٬۰۰۰ کیلومتر مربع است. از شرق از طریق تنگه هرمز و دریای عمان به اقیانوس هند و دریای عرب راه دارد، و از غرب به دلتای‌ رودخانه‌ اروندرود، که حاصل پیوند دو رودخانهٔ دجله و فرات و الحاق رود کارون به آن است، ختم می‌شود. خلیج پارس نامی است به جای مانده از کهن‌ترین منابع، زیرا که از سده‌های پیش از میلاد سر بر آورده‌است، و با پارس و فارس _ نام سرزمین ملت ایران _ گره خورده‌است. از یونانی این خلیج، «خلیج پارس»، مورد استفاده‌ قرار می‌گرفته که از نخستین شاهنشاهی مهم این منطقه، شاهنشاهی پارس برگرفته شده‌است. در دههٔ ۱۹۶۰ میلادی و با اوج گرفتن پان عربیسم، برخی از کشورهای عربی، از خلیج فارس، به صورتهای دیگری غیر از «خلیج فارس» نام بردند. ایران، به نوبهٔ خود با تصویب دو قطع‌نامه در سازمان ملل متحد، نام خلیج پارس را رسماً وارد اسناد این سازمان کرد. کشورهای ایران، عمان، عراق، عربستان سعودی، کویت، امارات متحده عربی، قطر و بحرین در مجاورت خلیج فارس هستند. زمین شناسان معتقدند که در حدود پانصد هزار سال پیش، صورت اولیه خلیج فارس در کنار دشت‌های جنوبی ایران تشکیل شد و به مرور زمان، بر اثر تغییر و تحول در ساختار درونی و بیرونی زمین، شکل ثابت کنونی خود را یافت.

 
خلیج فارس در دوران باستان

قدمت خلیج فارس با همین نام چندان دیرینه‌است که عده‌ای معتقدند: «خلیج فارس گهواره تمدن عالم یا خاستگاه نوع بشر است.» ساکنان باستانی این منطقه، نخستین انسان‌هایی بودند که روش دریانوردی را آموخته و کشتی اختراع کرده و شرق و غرب را به یکدیگر پیوند داده‌اند. اما دریانوردی ایرانیان در خلیج فارس، قریب پانصد سال پیش از میلاد مسیح و در دوران سلطنت داریوش اول آغاز شد. داریوش بزرگ، نخستین ناوگان دریایی جهان را به وجود آورد. کشتی‌های او طول رودخانه سند را تا کرانه‌های اقیانوس هند و دریای عمان و خلیج فارس پیمودند، و سپس شبه جزیره عربستان را دور زده و تا انتهای دریای سرخ کنونی رسیدند. او برای نخستین بار در محل کنونی کانال سوئز فرمان کندن کانالی را داد و کشتی‌هایش از طریق همین کانال به دریای مدیترانه راه یافتند. در کتیبه‌ای که در محل این کانال به دست آمده نوشته شده‌است: «من پارسی هستم. از پارس مصر را گشودم. من فرمان کندن این کانال را داده‌ام از رودی که از مصر روان است به دریایی که از پارس آید پس این جوی کنده شد چنان که فرمان داده‌ام و ناوها آیند از مصر از این آبراه به پارس چنان که خواست من بود.»این نخستین مدرک مکتوب بجا مانده درباره خلیج فارس است. از سفرنامه فیثاغورث ۵۷۰ قبل از میلاد تا سال ۱۹۵۸ در تمام منابع مکتوب جهان نام خلیج فارس و یا معادلهای آن در دیگر زبانها ثبت شده‌است. از دوره جمال عبدالناصر رئیس جمهور پیشین مصر، به تشویق او و اوجگیری تعصب عربی، رسماً کشورهای عربی نام تاریخی خلیج فارس را در رسانه‌ها و کتب رسمی عربی تغییر دادند. در دوره داریوش دوم ناوگانی ایرانی به رهبری سردار صداسپ ماموریت یافت تا جهان را دور بزند وی عازم مدیترانه و سواحل شنقیط(موریتانی) تا نزدیک اشانتی و سواحل بنین پیش رفتند ولی در اثر برخورد با اقوام وحشی سفر را ناتمام کذاشتند.خلیج فارس از سمت شمال با ایران، از غرب با کویت و عراق و از جنوب با عربستان، بحرین و امارت متحده عربی همسایه‌است. وسعت آن ۲۴۰،۰۰۰ کیلومتر است و پس از خلیج مکزیک و خلیج هودسن سومین خلیج بزرگ جهان بشمار می‌آید. این خلیج توسط تنگه هرمز به دریای عمان و از طریق آن به دریاهای آزاد مرتبط است و جزایر مهم آن عبارت‌اند از:

خارک، ابوموسی، تنب بزرگ، تنب کوچک، کیش ، قشم، و لاوان که تمامی آنها به ایران تعلق دارد.

خلیج فارس و سواحل آن معادن سرشار نفت و گاز دارد و مسیر انتقال نفت کشورهایی چون کویت، عربستان و امارات متحده عربی است. به همین دلیل، منطقه‌ای مهم و راهبردی بشمار می‌آید. بندرهای مهمی در حاشیه خلیج فارس وجود دارد که از آنها می‌توان بندر شارجه، دوبی، ابوظبی و بندر عباس و بوشهر را نام برد.

دریانوردی در خلیج فارس پیشینه بسیار طولانی دارد ولی نخستین مدارک قطعی در این زمینه به سده چهارم پیش از میلاد مربوط است. پس از بسته شدن راه بازرگانی میان خاور و باختر در دوره عثمانی، پرتغالی‌ها متوجه اهمیت این خلیج شدند، به طوری که سراسر سده شانزدهم میلادی خلیج فارس را در تصرف خود داشتند. اما پس از آن انگلستان توانست کشورهای رقیب را از آن خارج کند و در آغاز قرن نوزدهم بر آن تسلط یابد. با این حال، در سال‌های بعد نیز کشورهای حاشیه جنوبی آن به تدریج مستقل شدند و انگلستان پایگاه‌های خود را از دست داد. قدمت خلیج فارس با همین نام چندان دیرینه‌است که عده‌ای معتقدند: «خلیج فارس گهواره تمدن عالم یا خاستگاه نوع بشر است.» ساکنان باستانی این منطقه، نخستین انسان‌هایی بودند که روش دریانوردی را آموخته و کشتی اختراع کرده و شرق و غرب را به یکدیگر پیوند داده‌اند.

 اما دریانوردی ایرانیان در خلیج فارس، قریب پانصد سال پیش از میلاد مسیح و در دوران سلطنت داریوش اول آغاز شد (منظور اقوام آریایی ایران است زیرا عیلامیان و ... نیز ایرانی بودندوقرن‌ها قبل از میلاد مسیح به کشتیرانی در خلیج فارس پرداختند ولی اقوام آریایی نبودند.). داریوش بزرگ، نخستین ناوگان دریایی جهان را به وجود آورد.کشتی‌های او طول رودخانه سند را تا سواحل اقیانوس هند و دریای عمان و خلیج فارس پیمودند، و سپس شبه جزیره عربستان را دور زده و تا انتهای دریای سرخ کنونی رسیدند. او برای نخستین بار در محل کنونی کانال سوئز فرمان کندن ترعه‌ای را داد و کشتی‌هایش از طریق همین ترعه به دریای مدیترانه راه یافتند.

در کتیبه‌ای که در محل این کانال به دست آمده نوشته شده‌است: «من پارسی هستم. از پارس مصر را گشودم. من فرمان کندن این ترعه را داده‌ام از رودی که از مصر روان است به دریایی که از پارس آید پس این جوی کنده شد چنان که فرمان داده‌ام و ناوها آیند از مصر از این آبراه به پارس چنان که خواست من بود.» داریوش در این کتیبه از خلیج فارس به نام «دریایی که از پارس می‌آید» نام برده‌است و این یکی از نخستین مدارک تاریخی است که درباره خلیج فارس موجود است. در کتاب اوستا اگرچه از نام خلیج فارس بطور صریح نام برده نشده اما در مهر یشت در مبحث مهر یا میترا اشاره‌ای نیز به اروند رود شده‌است که در آن دوره ارونگ گفته می‌شده‌است و چنین آمده:

«دارنده دشت‌های فراخ» و «اسب‌های تیزرو» که از سخن راستین آگاه است و پهلوانی است خوش اندام و نبرد آزما، دارایهزار گوش و هزار چشم و هزار چستی و چالاکی یاد شده، کسی است که جنگ و پیروزی با اوست، هرگز نمی‌خسبد، هرگز فریب نمی‌خورد، اگر کسی با او پیمان شکند خواه در خاور هندوستان باشد یا بر دهنه شط ارنگ، از ناوک او گریز ندارد، او نخستین ایزد معنوی است که پیش از طلوع خورشید فنا ناپذیر تیز اسب بر بالای کوه هرا بر می‌آید و از آن جایگاه بلند سراسر منزلگاه‌های آریایی را می‌نگرد.
 

نام خلیج فارس در میان یونانی‌ها

نخستین بار یونانی‌ها بودند که این خلیج را «پرسیکوس سینوس» یا «سینوس پرسیکوس» که همان خلیج فارس است، نامیده‌اند. از آنجا که این نام برای نخستین بار در منابع درست و معتبر تاریخی که غیر ایرانیان نوشته‌اند آمده‌است، هیچ گونه شائبه نژادی در وضع آن وجود ندارد. چنان که یونانیان بودند که نخستین بار، سرزمین ایران را نیز «پارسه» و «پرسپولیس» یعنی شهر یا کشور پارسیان نامیدند.استرابن جغرافیدان سدهٔ نخست میلادی نیز به کرات در کتاب خود از خلیج فارس نام برده‌است. وی محل سکونت اعراب را بین دریای سرخ و خلیج فارس عنوان می‌کند. همچنین «فلاریوس آریانوس» مورخ دیگر یونانی در کتاب تاریخ سفرهای جنگی اسکندر از این خلیج به نام «پرسیکون کیت» که چیزی جز خلیج فارس، نیست نام می‌برد. البته جست‌وجو در سفرنامه‌ها یا کتاب‌های تاریخی بر حجم سندهای خدشه ناپذیری که خلیج فارس را «خلیج فارس» گفته‌اند، می‌افزاید. این منطقه آبی همواره برای ایرانیان که صاحب حکومت مقتدر بوده‌اند و امپراتوری آن‌ها در سده‌های متوالی بسیار گسترده بود هم از نظر اقتصادی و هم از نظر نظامی اهمیت خارق العاده‌ای داشت. آن‌ها از این طریق می‌توانستند با کشتی‌های خود به دریای بزرگ دسترسی پیدا کنند و به هدف‌های اقتصادی و نظامی دست یابند.
 

نام خلیج فارس در زبان عربی

خلیج فارس با نام بحر فارس مشخص شده استآثار عرب زبان نیز بهترین و غنی‌ترین منابعی هستند که برای شناسایی و توجیه کیفیت تسمیه این دریا می‌تواند در این بررسی مورد استفاده قرار گیرد.در تمام منابع عربی تا قبل از سال ۱۹۵۸ خلیج فارس با نام بحر فارس و یا خلیج فارس ثبت شده‌است در این منابع و آثار از دریای فارس و چگونگی آن بیش از آثار فرهنگی موجود در هر زبان دیگری گفت و گو شده‌است. در آثار ابن بطوطه، حمدالله مستوفی، یاقوت حموی، حمزه اصفهانی، ناصرخسرو قبادیانی،

ابوریحان بیرونی، ابن بلخی و دیگرانی که اکثر آنان کتاب‌های خود را به زبان عربی نیز نوشته‌اند، و همچنین در آثار نویسندگان جدید عرب از نام «خلیج فارس» بدون کم و کاست یاد شده‌است.
 

سابقه جعل عنوان خلیج

درباره نام خلیج فارس تا اوایل دههٔ ۱۹۶۰ میلادی هیچ گونه بحث و جدلی در میان نبوده و در تمام منابع اروپایی و آسیایی و امریکایی و دانشنامه‌ها و نقشه‌های جغرافیایی این کشورها نام خلیج فارس در تمام زبان‌ها به همین نام ذکر شده‌است. اصطلاح «خلیج عربی» برای نخستین بار در دوره تحت قیمومت شیخ نشین‌های خلیج فارس توسط کارگزاران انگلیس و بطور ویژه از طرف یکی از نمایندگان سیاسی انگلیس مقیم در خلیج فارس به نام رودریک اوون در کتابی بنام حبابهای طلایی در خلیج عربی در سال ۱۹۵۸ نوشت که «من در تمام کتب و نقشه‌های جغرافیایی نامی غیر از خلیج فارس ندیده بودم ولی در چند سال اقامت در سواحل خلیج فارس متوجه شدم که ساکنان ساحل عرب هستند بنابر این ادب حکم می‌کند که این خلیج را عربی بنامیم» وی و فرد دیگری بنام سر چارلز بلگریو به قصد تفرقه بین ایران و کشورهای عرب این موضوع را مطرح کردند. سر چارلز بلگریو که بیش از ۳۰ سال نماینده سیاسی و کارگزار دولت انگلیس در خلیج فارس بوده‌است، بعد از مراجعت به انگلستان در سال ۱۹۶۶ کتابی درباره سواحل جنوبی خلیج فارس منتشر کرد و در آن نوشت که «عرب‌ها ترجیح می‌دهند خلیج فارس را خلیج عربی بنامند». این نماینده قطعا پیش از انتشار کتاب و مراجعت به انگلستان در تماس با مقامات امارات جنوبی خلیج فارس این فکر را در آنها القا کرده‌است و تصادفی نیست که بلافاصله پس از انتشار کتاب سرچارلز بلگریو که نام قبلی سواحل جنوبی خلیج فارس یعنی «ساحل دزدان» را بر روی کتاب خود نهاده اصطلاح «الخلیج العربی» در مطبوعات کشورهای عربی رواج پیدا کند و در مکاتبات رسمی به زبان انگلیسی نیز اصطلاح «آرابیان گولف» جایگزین اصطلاح معمول و رایج قدیمی «پرشین گولف» می‌شود.

 
 بحر فارس
بحر فارس نامی است که عرب‌ها در قرون اولیه اسلام بجای دریای پارس بکار می‌بردند و این مفهوم شامل خلیج فارس و دریای عرب نیز می‌شد ولی در قرنهای اخیر تنها به پهنه آبی که شامل تنگه هرمز تا دهانه اروند رود می‌شود و بجای بحر فارس خلیج فارس می‌گفتند تا اینکه از سال ۱۹۵۸ بدنبال یک فراخوان از سوی رهبران قوم پرست در اتحادیه عرب مقرر شد که خلیج فارس را خلیج عربی بنامند و اکنون این نام جدید در ۲۲ کشور عربی بکار می‌رود و در بعضی از رسانه‌های غربی نیز این نام جدید بکار گرفته می‌شود. که این امر اعتراض شدید ایرانیان را برانگیخته‌است. ایرانیان بر این باور هستند که نام جدید جعلی و با انگیزه سیاسی و از روی تعصب قومی بکار می‌رود و همچنان نام تاریخی خلیج فارس باید استفاده شودهدف انگلیس از نام‌گذاری ساختگی بر خلیج فارس انگلیس‌ها نخستین عاملان کاشته شدن این تخم نفاق بودند زیرا از قدیم در صدد بودند که خلیج فارس را تبدیل به یک دریای انگلیسی کنند. بعدها در دههٔ ۱۹۸۰ میلادی امریکایی‌ها هم به پیروی از آن‌ها از تبدیل خلیج فارس به خلیج امریکایی سخن گفتند. از نظر امریکایی‌ها و اروپایی‌ها این منطقه «شریان حیاتی غرب» در منطقه «استراتژیک غربی» و «حوزه منافع ویژه» است، لذا اگر قادر باشند خلیج فارس را به طور مستقیم یا غیر مستقیم تحت تسلط خود در می‌آورند.
 

واکنش‌های دولت ایران در برابر جعل نام

دولت ایران در روز ۱۳ مرداد سال ۱۳۳۷ به دلیل تغییر نام خلیج فارس به خلیج عربی از سوی عراق و برخی دیگر از کشورهای عربی و انگلیس اعتراض خود را به دولت جدید عراق به رهبری قاسم که با یک کودتای نظامی بر سر کار آمده بود و تمایل به حرکت‌های آزادی خواهانه مصر به رهبری جمال عبدالناصر داشت، اعلام کرد. همچنین دولت ایران در همان زمان در برابر این نام مجعول واکنش نشان داد و گمرک و پست ایران از قبول محموله‌هایی که به جای خلیج فارس نام خلیج عربی بر روی آن نوشته شده بود، خودداری کرد. ایران همچنین در مجامع و کنفرانس‌های بین‌المللی نیز در صورت به کار بردن این اصطلاح ساختگی از سوی نمایندگان کشورهای عرب واکنش نشان می‌داد.در این زمان بعضی از کشورهای عربی حتی اعتبار هنگفتی از محل درآمدهای کلان نفتی خود در اختیار بعضی از ماموران سیاسی در خارج می‌گذاردند تا با تطمیع مطبوعات خارجی نام مجعول خلیج عربی را به جای خلیج فارس رواج بدهند. در نیمه نخست بهمن ماه سال ۱۳۷0 خورشیدی سر ویراستار سازمان ملل متحد با اشاره به اعتراض‌های پیاپی نمایندگان ایران در آن سازمان به استفاده از نام ساختگی خلیج عربی در اسناد این سازمان از کارکنان سازمان ملل خواسته تا اعتراض دولت ایران را همیشه در نظر داشته باشند. کار به جایی رسید که در یازدهم شهریور سال ۱۳۷۱ هنگامی که حیدر ابوبکر العطاس نخست وزیر جمهوری یمن در اجلاس سران جنبش عدم تعهد که در جاکارتا پایتخت اندونزی برگزار می‌شد، از نام ساختگی خلیج عربی استفاده کرد، با اعتراض شدید نمایندگان ایرانی رو به رو شد. او سرانجام از نمایندگان ایران عذرخواهی کرد. و این عمل را غیر عمد خواند.

اما واقعیت مطلب این است که خلیج فارس یک نام کهن تاریخی است که از بدو تاریخ بر روی این خلیج گذاشته شده‌است و انگیزه تلاش حساب شده‌ای که برای تغییر این نام به عمل می‌آید جز ایجاد فتنه و اختلاف بین کشورهای این منطقه نیست.همچنان که ژان ژاک پرینی نویسنده کتاب خلیج فارس اعتراف می‌کند. «ملت‌ها و قوم‌های بسیاری بر کرانه‌های خلیج فارس استیلا یافته و فرمانروایی کرده‌اند ولی روزگارشان سپری شده و منقرض شده‌اند. تنها قوم پارس است که با هوش و درایت خود همچنان پا برجا زیسته و میراث حاکمیت خود را تاکنون نگهداری کرده‌است.» اما مشکل در میان عده معدودی از سیاسیون و دولتمردان و صاحبان سرمایه‌های نفتی است که با رشوه‌های نفتی، تخم نفاق فرهنگی می‌پراکنند.هیچ مؤسسه و سازمان معتبر غربی، حاضر نیست اصالت نام خلیج‌فارس را زیر سؤال ببرد، مگر این‌که پول خیلی سنگینی دریافت کرده باشد. !!!
 

نظر قومگرایان افراطی عرب

در بیست سال گذشته، مقالات و کتاب‌هایی که در دفاع از تغییر نام خلیج‌فارس در همین کشورهای جدیدالتأسیس، منتشر شده، بر سه موضوع استوار است:

 

۱ـ «پلینی»، تاریخ‌نگار رومی‌ قرن اول میلادی در کتاب خود همواره این دریا را خلیج عربی گفته‌است.

۲ـ در سال ۱۷۶۲ «کارستن نیبور» نوشته‌است: سواحل خلیج‌فارس تابع دولت ایران نیست!

۳ـ «رودریک اوون» در کتاب «حباب‌های طلایی در خلیج عربی» نوشته‌است: در همه نقشه‌هایی که دیده‌ام، خلیج‌فارس در آنها ثبت شده‌، اما من با زندگی در بحرین دریافتم که ساکنان دو سوی این دریا عرب هستند، پس ادب حکم می‌کند که این دریا را «خلیج عربی» بنامیم.

۴ـ کشورهای عربی بیشتر از ایران هستند.  
 
 
و اما در مقابل:
 

ü      فلاویوس آریانوس كه در قرن دوم میلادی می زیسته در كتابی كه درباره جنگهای اسكندر نوشته بود از سفر دریاسالار ارتش اسكندر به دریای پارس نام برده است . وی این دریای جاودانه را به نام پرسیكون كایتاس نوشته است كه همان خلیج فارس كنونی است .

ü      استرابون جغرافی دان نامور یونانی كه در سالهای 63 پیش از میلاد تا 19 پس از میلاد می زیسته است در نقشه های خود از همین نام دریای پارس نام برده است .

ü      كلودیس پتوله یا بطلیموس جغرافی دان – نقشه نگار ریاضی دان و نویسنده قرن دوم میلادی دركتابهای نقشه های جهان خود كه شامل 27 نقشه از جهان و كشورهای مختلف است نام دریای پارس را به نام پرسیكوس سینوس آورده است . وی امپراتوری شاهنشاهی اشكانی را به تصویر كشیده است .

ü      كوین كورسیوس روفوس مورخ نامدار رومی كه یورشهای اسكندر به كشورهای مختلف را به رشته تحریر در آورده است در قسمتی مربوط به ایران از دریای پارس به نام " اكوارم پرسیكو" نام برده است. كه در پارسی امروزی به چم ( معنی ) آبگیر پارس ترجمه می شود .

ü      ابوبكر احمدبن محمد معروف به ابن فقیه در كتاب نامور خود ( مختصر البلدان ) از دریای پارس به نام بحر فارس نام برده است .

ü      ابوعلی احمدبن عمر در كتاب خود ( الاعلاق النفیسه ) از دریای ایران به نام خلیج فارس نام برده است. در كتاب عجایب الاقا لیم السبعه الی نهایه ا لعماره نام دریای ایران به صورت بحر فارس آمده است .

ü      ابوا لحسن علی حسین مسعودی مورخ نامدار در كتاب مشهور خود به نام مروج الذهب – التنبیه و الاشراف این دریای ایرانی را به نام دریای پارس آورده است .

ü      ابن المطهر المقدسی در كتاب تاریخ خود ( ا لبلد و ا لتواریخ ) نام دریای پارس را ذكر نموده است.

ü      ابن حوقل در كتاب صوره الارض نام دریای پارس را آورده است .

ü      المقدسی در كتاب احسن التقاسیم فی معرفه الاقالیم نام دریای پارس را نوشته است .

ü      ابوریحان بیرونی فیلسوف مشرق زمین در كتاب عظیم التفهیم لاوائل صناعه التنجیم نام دریای پارس را ذكر نموده است .

ü      ابوعبدالله محمد بن محمد معروف به الشریف الادریسی در كتاب نزهه المشتاق فی اختراق الافاق نام دریای فارس را به روشنی چند بار آورده است .

ü      ابن بلخی در كتاب فارسنامه كه یكی از مشهور ترین كتب است نام دریای پارس را آورده است .

ü      یاقوت حموی در كتاب معجم البلدان نام دریای پارس را ذكر نموده است .

ü      قزوینی در كتاب آثار البلاد و اخبار العباد و عجایب المخلوقات و غرائب الموجودات نام دریای پارس را آورده است .

ü      ابوالفداء در كتاب تقویم البلدان نام دریای پارس را نوشته است .

ü      شمس الدین ابوعبدالله محمد ابن ابی طالب در كتاب نخبه ا لدهرفی عجایب البروالبحر نام دریای پارس را ذكر نموده است .

ü      شهاب الدین احمد بن عبدا لوهاب در كتاب نهایت الارب فی فنون ا لعرب نام دریای پارس را ذكرنموده است .

ü      حمدالله مستوفی قزوینی در كتاب نزهه القلوب نیز نام دریای پارس را آورده است .

ü      ابن بطوطه در سفرنامه خود به نام تحفه النظار فی غرایب الامصار و غرائب الاسفار نیز نام دریای پارس را ذكر كرده است .

ü      حاج خلیفه در كتاب كشف الظنون نیز از دریای پارس نام آورده است .

 

 
منابع :
تهران امروز و اینترنت

http:// atousahakhamaneshi.mihanblog.com/post/21

  • قالب وبلاگ | قالب وبلاگ | بلاگ اسکای